همين طور که نشسته بودم مي خواستم لقمه اي نان بخورم يک مرتبه يکي از برادران بسيجي نور آباد از لشکر فجر آمد تعاون و يک مرتبه گفت خيلي شهيد داده ايد…

شهيد خداداد شرفی در یکم فروردین سال 1344 در خانواده ای متدين و زحمت کش در روستای دژکرد از توابع شهرستان اقليد ديده به جهان گشود .
وي بعد از پشت سر گذاشتن دوران طفوليت وارد مدرسه شد و تحصيلات خود را تا اول راهنمائي گذراند ولی پس از آن به علت مشکلات نتوانست درسش را ادامه دهد و از همان دوران کودکي فعاليت هاي خود را در زمينه کمک به پيروزي انقلاب اسلامي و نشان دادن نفرت از حکومت طاغوت و شاهنشاهي شروع کرد .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی وآغاز جنگ تحمیلی به خیل سبزپوشان سپاه پاسداران در آمد و به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل اعزام شد.
سرانجام در 18 بهمن 1365 در عملیات کربلای 5 به درجه رفيع شهادت نائل آمد .
(متن خاطره روز نوشت)
بسمه تعالي
خدايا در اين لحظه که من نشسته ام اين قدر ناراحت هستم که مثل اين که دنيا نااميدم . خدايا چه کار کنم . ناراحت هستم آخي بميرم همين طور که نشسته بودم مي خواستم لقمه اي نان بخورم يک مرتبه يکي از برادران بسيجي مال نور آباد بود از لشکر فجر آمد تعاون ديدم يک مرتبه که گفتم خيلي شهيد داده ايد غرب بان گفت يک و گفتم بچه هاي نور آباد چند تا اول مرتبه گفت يکي مال بردنگان بود به اسم برادر فيض الله مرادي که ديگر آت لقمه نان را نتوانستم بجوم خدا خدا .
آمدم فوراً بردم تلفن بزنم يکي از برادران که در مخابرات بود گفتم صلاح نيست به ما گفته که هم چون کارهاي نبايد در تلفن شنيده شود با ناراحتي برگشتم و آمدم سراغ مرخصي خواستم 48 ساعت بگيرم فايده اي ندارد بچه ها گفتند بگذار مسئول عصر مي آيد مرخصي زياد بگيربرويد آخ هنوز صبر کردم در اتاق نشستم و اين را مي نويسم و خود به خود زمزمه مي کنم بميرم برادر تو آمدي مرخصي من تو را هم نديدم به خدا مي دانستم که ديگر چهره تو را نمي بينم آخر خاک عالم بر سر ما باشد خدا چرا شهادت را نصيب من بيچاره نمي کني مگر ما گناهکاريم مگر ما بنده تو نيستيم که آه ما  گرفته شود…
خدايا پس مگر مي شود بعد از مرادي ديگر ما بمانم واي واي واي . الان مي ميرم دلم تنگ است چه کار کنم خدا پرواز نمي توانم کنم خدايا زود بروم در تشييع جنازه برسم . واي واي زندگي بعد از تو برادر ديگر به کار ما نمي آيد . اميدوارم که خدا شهداي ما را به شهداي کربلا محشور گرداند . والسلام . خداحافظ . 27/12/62 .
روز 4/3/63 از پادگان خاتم الانبياء ( ص ) رفتيم براي بهشت زهرا تهران و بر سر مزار شهيد بهشتي و شهيد رجائي و شهيد باهنر و 72 تن .